ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

191

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

و ولادت آن حضرت در مدينه به سنهء يك صد و چهل و چهار ، و به قول ابن طلحه يازدهم ذي الحجّة سنهء يك صد و پنجاه و سه « 1 » . امّا وفاتش به طوس مدفون به زمين سناباد ، كه الآن آن را مشهد مقدّس مىگويند ، و آن را اوّل كسى كه تيار كرده سلطان خدابنده ترك بود على قول ، و به زهر مأمون الرشيد عند الاماميه در صفر به سنهء دو صد و سه شهيد شد . در دروس فرمود : كه اسم مادرش امّ البنين امّ الولد مىباشد ، ولادتش در مدينهء طيبه در سنهء يك صد و چهل و چهار مىباشد ، و به قولى روز پنجشنبه يازدهم ذي القعده مىباشد . و وفاتش در صفر در ملك طوس به سنهء دو صد و سه ، و قبرش در سناباد كه إلى الآن مشهد مقدّس مزار زائران دنيا مىباشد « 2 » . سؤال : مردم گمان دارند كه آن حضرت ملقّب به رضا براى آن گرديد چه به ولايت عهد مأمون الرشيد رضا دادند ، و چگونه رضا به ولايت ظالمى فاجرى آن حضرت داد ؟ جواب : به وجوه گفته‌اند : اوّل : چون‌كه مأمون به مصلحتى عهد خلافت خود به آن حضرت تفويض نمود ، و كرها آن حضرت در قبول آن رضا دادند . ثانى : آن‌كه آن حضرت طوعا ولايت مأمون قبول نمود و رضا به آن دادند تا حجّت بر او و بر امثال او از خلف و سلف باشد . ثالث : اگر از جائرى غاصب منصب خود و منصب آبائى خود به اصرار و الحاح او به دست آيد حقّ خودش به دست او آمده ، در اين قدحى نيست ، بل در آن مدح است كه از ظالم باطل حق به اهل حق رسيده .

--> ( 1 ) مطالب السؤول 2 : 128 . ( 2 ) دروس شهيد اوّل 2 : 14 .